لیزر انگشتری بیمز
چت

قالب برچسب

داستان کوتاه – ازدواج پسر

داستان کوتاه – ازدواج پسر مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت : - می خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید :

برچسب ها:

داستان کوتاه : امید کشتی نجات

داستان کوتاه : امید کشتی نجات تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست. سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید. اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از ...

برچسب ها:

زندگی بعدی من از دیدگاه وودی الن

زندگی بعدی من از دیدگاه وودی الن در زندگي بعدي من مي خواهم در جهت معکوس زندگي کنم. با مردن شروع مي کني و مي بيني که همه چيز خيلي عجيب است. سپس بيدار مي شوي و مي بيني که در خانه سالمندان هستي!

برچسب ها:

داستان کوتاه : فرشته بیکار

داستان کوتاه : فرشته بیکار روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی‌ جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که ...

برچسب ها:

داستان کوتاه : قهوه

داستان کوتاه : قهوه سه ظرف را روی آتش قرار دادیم. در یکی از ظرفها هویج در دیگری تخم مرغ و در دیگری قهوه ریختیم و پس از 15 دقیقه: هویج: که سفت و محکم بود نرم و ملایم شد تخم مرغ که شل و وارفته بود سفت ومحکم شد دانه های قهوه در آب حل شدند و آب رنگ و بوی قهوه گرفته است. حالا فرض کنید آبی که در حال جوشیدن است مشکلات زندگیست . شما در مقابل مشکلات چگونه اید؟ مثل هویج سخت و قوی وارد مشکلات می ...

برچسب ها:



به فارس پاتوق امتیاز دهید