لیزر انگشتری بیمز
چت

قالب برچسب

داستان کوتاه : پیرزن و راننده اتوبوس + عکس جالب !!

داستان کوتاه : پیرزن و راننده اتوبوس + عکس جالب !! تعدادى پیرزن با اتوبوس عازم تورى تفریحى بودند. پس از مدتى یکى از پیرزنان به پشت راننده زد و یک مشت بادام به او تعارف کرد. راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقیقه بعد دوباره پیرزن با یک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد. راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد.این کار دوبار دیگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پیرزن باز با یک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او ...

داستان خواب نصفه شب !!

داستان خواب نصفه شب !! نصفه شب از خواب پريدم ..... يه " هزار پا " داشت روي سينم به صورت کاملا پريوديک با فرکانس ثابتي حرکت ميکرد ،

داستان کوتاه : سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی

داستان کوتاه : سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی   سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.

برچسب ها:

داستان خوابیدن مامان و ستایش

داستان خوابیدن مامان و ستایش داستان خوابیدن مامان و ستایش از اون داستانهایی که سر دراز دارد و هیچ وقت هم تمامی ندارد حالا تا حافظه ام یاری میکنه بعضی هاش را اینجا ثبت میکنم : ستایش از بچگی بگی نگی یه دختر هم چین تیزی بود حالا از خود تعریف نباشه ها یه شب هنوز دو ماهش نشده بود که مادر و بچه فرصت کردند برای ۵ دقیقه چشمهاشون را رو هم بگذارند مادر وقتی مطمئن شد دختر نازنازش خوابیده خودش هم با خیال راحت و با حفظ با فاصله از بچه خوابید (که یه وقت ...

برچسب ها:

داستان خاله خانوم

داستان خاله خانوم خاله ی سحر( یکی از دوستام) سالها آمریکا زندگی میکرد و یه مدته اومده اینجا پیش سحر و میخواد اینجا بمونه و ماهم خیلی خوشحال چون واقعا خانوم دوست داشتنی هست و به همه خانوما بچشم دخترش نیگاه میکنه از اون خانومایی که همش دوست داره کمک کنه به همه مثلا مهمون من بودن خودش تلفن زد که اگه کاری داری من بیکارم برات میکنم و بعد هم که من نه و نوه کردم گفت حداقل پسرت رو بیار من نگهش میدارم و باخودمون میاریمش. همه ی ما هم مثل ...

برچسب ها:



به فارس پاتوق امتیاز دهید